محمد ابراهيم آيتى

413

تاريخ پيامبر اسلام ( فارسي )

سرورتان بپاخيزيد و از وى استقبال كنيد . مهاجران قريش مىگفتند : مراد رسول خدا تنها أنصار بود ، امّا أنصار گفتند : مراد رسول خدا مهاجران و أنصار هر دو بود . به هر - جهت برخاستند و گفتند : اى « أبو عمرو » ! رسول خدا تو را حكم قرار داده است تا در بارهء اينان حكم كنى . گفت : به عهد و ميثاق خدا ملتزم هستيد كه آنچه حكم مىكنم دربارهء ايشان اجرا شود ؟ گفتند : آرى . گفت : و هم آنان كه در اين طرف نشسته‌اند - مقصود او رسول خدا بود ، ليكن به جهت احترام نام او را نبرد - رسول خدا گفت : آرى . « سعد » گفت : حكم من آن است كه مردانشان كشته شوند و مالهاشان قسمت شود و فرزندان و زنانشان اسير شوند . به روايت ابن اسحاق و ديگران : رسول خدا گفت : « لقد حكمت فيهم به حكم اللّه من فوق سبعة أرقعة » راستى دربارهء ايشان به حكم خدا از بالاى هفت آسمان حكم كردى . اجراى حكم سعد بن معاذ به روايت صاحب طبقات : « محمّد بن مسلمه » مأمور شانه بستن مردان و « عبد اللّه بن سلام » مأمور زنان و كودكان شدند و روز پنجشنبه هفتم ذى حجّهء سال - پنجم رسول خدا به مدينه بازگشت . در قلعه‌هاى « بنى قريظه » هزار و پانصد شمشير ، سيصد زره ، دو هزار نيزه و هزار و پانصد سپر به دست آمد و نيز خم‌هاى شرابى كه همه‌اش بيرون ريخته شد [ 1 ] .

--> [ 1 ] - صاحب طبقات مىنويسد : غنيمتها را جمع‌آورى كردند و خمس منقولات و اسيران را جدا كردند ، و رسول خدا آن را به دست « محمية بن جزء زبيدى » سپرد و از آن بنده آزاد مىكرد و به اشخاص مىبخشيد و به هر كس كه مىخواست خدمتگزار مىداد ، و آنگاه ( ) غنائم را به مزائده فروخت و پول آن را ميان مسلمانان قسمت كرد و سه هزار و هفتاد و دو سهم شد ، براى هر اسب دو سهم ، و براى هر نفر يك سهم ( ج 2 ، ص 75 . م . ) .